محمد الريشهري

52

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

فيكُم الثَّقَلَينِ " و " إن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلُّوا " است و اين دو جمله كه دو قرينه روشن بر استمرار امامت اهل بيت عليهم السلام اند در دو حديث مذكور وجود ندارند . به سخن ديگر ، پيوستگى امام با قرآن و حق ، اگر با موضوع جانشينى و ضرورت تمسّك به جانشين مطرح شود ، يك معنا دارد و اگر بدون آن مطرح گردد ، معنايى ديگر دارد . در حديث ثقلين ، پيوستگى اهل بيت با قرآن ، همراه با جانشينى آن دو براى پيامبر خدا و وجوب تمسّك به آنها تا قيامت آمده است . از اين رو ، بر استمرار حيات يكى از اهل بيت عليهم السلام تا قيامت دلالت دارد ؛ امّا پيوستگى امام على عليه السلام با قرآن و حق در دو حديث پيش‌گفته ، با موضوع جانشينى ايشان و وجوب تمسّك به اين امام تا قيامت ، همراه نيست . بدين جهت ، پيوستگى مذكور ، بيانگر مطلبى جز جدا نشدن قطعى امام على عليه السلام از مسير قرآن و حق نيست . مقدّمه دوم . بقاى هر يك از اهل بيت عليهم السلام در كنار قرآن ، اعم از حضور و غيبت اوست . از آن جا كه پس از امام حسن عسكرى عليه السلام تا كنون ، امامى از اهل بيتْ حاضر و ظاهر نيست ، مقتضاى حديث ثقلين ، وجود امام غائب از اهل بيت است ؛ زيرا در غير اين صورت ، قرآن از عترت ، جدا خواهد شد . اين امام غائب ، شخصى جز امام مهدى عليه السلام نيست . 2 . مقصود از تمسّك به اهل بيت پيامبر خدا علاوه بر حديث ثقلين ، در احاديث فراوان ديگرى « 1 » بر تمسّك به " اهل بيت " پس از رحلت خود ، تأكيد دارد . ترديدى نيست كه معناى تمسّك به پيامبر صلى اللّه عليه و آله در زمان حياتشان ، پيروى دينى و سياسى از ايشان است . بنا بر اين ، وجوب تمسّك

--> ( 1 ) ر . ك : اهل بيت در قرآن و حديث : بخش هشتم / فصل سوم : عناوين حقوق اهل بيت / تمسّك .